كاروان عشق و ايثار رفت. اما من بيچاره......واي بر تو اي دل شوريده
همه انسانها مي ميرند ولي شهيدان اين سرنوشت همگاني را به بهترين وجه سپري كردند ، وقتي قرار است اين جان براي انسان نماند چه بهتر در راه خدا اين رفتن انجام بگيرد (كلام رهبر)
بسم الله الرحمن الرحيم
من بـراتعلي ازسرزمين هجران كشيده كوير وازديارنخلستان ، اين دهكده پرماجرا باشماسخن مي گويم دوستتان دارم وسلامتان مي كنم وبااين شعـر كـه سروده يكـي از دوستان برادرم «حسين »است باب سخن را باز مي كنم
كــويـــر اي خشكـسال زنـدگيــــها *** كــويـــــــر اي نغمــــه وارستگيـــها
درون تــــو هــــزاران قصـــــــه و راز *** برونـــت خنده خورشيــــد طنـــــاز
ســرود بسترت همـخوابگي نيست *** بــگو پس جفــت تو در خانه كيست
ز گـــرمـاي تنـــت مسرورم امــــروز *** منم براتعلي آن مهمان ديــــروز
صــداي تو چو امـواج سكوت اســت *** نگاهــت از نمـك يا سهم لوت است
تـــو در اين صحنـــه زيبــا چـــه داري*** چــرا يك گـــــــل به دامـــانت نـداري
به وقت تشنگــــي آب آورت كيست *** نشان قـدرت و تاج ســــرت چيست
چــرا با عشــق خود مستانه خفتي *** چـــرا راز دلـت بـــا مـــــــا نــگفتـــي
نخــواندي يك دعـا از بـهر يــــــــاران *** به خودچسبيده اي همچـون بخيلان
من احساسات فرو ريخته آسمان عشق و محبتـم ؛ كارم به خاك سپاري خصومـت و كينه است . هر جا غم جاري است ، شادي نثار مي كنم و هر جا تنفر است بذر عشق مي پاشم . من پيكر عريان عشق را در اختيار دارم. هر كس به دنبال من مي گردد بايد باكائنات هم آهنگ گردد، تا مرادر فراسوي عالي ترين نقطه آن؛ يعني بخشش سياحت كند. من با دفتر دار بزرگ خاطره ها پيمان بسته ام كه جزئي از او و براي او باشم . بين مـن و او و تـو جدايي نيست ، اگر به دقت به درون خود بنگري مي بيني كه ما همه يـكي هستيم و بايد مهربان باشيم ؛ و با آموزش الفبـاي عشــق به ديگران دركشيــدن صـداي عشــق نهايت دقــت را به خــرج دهيــم و در تقسيم محبتهــا ضريبــي را بــا تـــوان بــالا انتخـــاب كنـــيم كه بــا عشـــق ديگــران جمـــــع شده و مـــــا را از همــــه بــديهــا منهــا كند
والسلام براتعلـــي