|
|
|
ملاقات کننده:
|
|
|
|
 | | |
|
|
|
|
سيماي مهدي؛ سيرت مهدي
|
|
مژده اي دل كه مسيحا نفسي ميآيد كه ز انفاس خوشش بوي كسي ميآيد شب به پايان ميرسد و خورشيد عدل و آزادي بر افق دلها ميتابد. همگان در انتظار روزي هستند كه بزرگمردي آسماني قيام كند و با دستان سپييد خود بذر دوستي در دلها بيفشاند. عاشقان مهدي(ع) دوست دارند با صورت و سيرت آن مصلح جهاني آشنا شوند و از لابلاي كلام معصومان، محبوب دلها را بشناسند. و اينك نيمنگاهي به سيماي دلانگيز آن حضرت ميافكنيم: سيماي مهدي(ع) چهرهاش گندمگون، ابروانش هلالي و كشيده، چشمانش سياه و درشت و جذاب، شانههايش پهن، دندانهايش براق و گشاده، بينياش كشيده و زيبا، پيشانياش بلند و تابنده، استخوانبندياش استوار و صخرهسان، دستان و انگشتانش درشت، گونههايش كمگوشت و اندكي متمايل به زردي(كه از بيداري شب عارض شده است) برگونه راستش خالي مشكي، عضلاتي پيچيده و محكم، اندامش متناسب و زيبا، هيأتش خوشمنظر و دلربا، رخسارهاش در هالهاي از شرم بزرگوارانه و شكوهمند غرق، قيافهاش از حشمت و شكوه رهبري سرشار، نگاهش دگرگونكننده، خروشش درياسان و فريادش همهگير. سيرت ديني مهدي(ع) در برابر خدواند و جلال او فروتن است، بسيار فروتن.
مهدي(ع) در برابر جلال خداوند اين سان خاشع و فروتن است. خدا و عظمت خدا در وجود او متجلي است و همه هستي او را در خود فرو برده است. مهدي(ع) عادل است و خجسته و پاكيزه، او ذرهاي از حق فرو نگذارد، خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند... مهدي(ع) همواره بيم خداوند را به دل دارد، به مقام تقربي كه نزد خداوند دارد مغرور نشود. او به دنيا دل نبندد و سنگي روي سنگ نگذارد. در حكومت او به احدي بدي نرسد، مگر آنجا كه حدّ خدا جاري گردد. سيرت اخلاقي
مهدي(ع) صاحب حشمت و سكينه و وقار است.
مهدي(ع) جامههايي درشتناك پوشد و نان جو خورد، علم وحلم مهدي(ع) از همه مردمان بيشتر است.
مهدي(ع) همنام پيامبر است و خلق او خلق محمدي(ص) است.
مهدي(ع) در جهان با مشعل فروزان هدايت سير كند و چونان صالحان زندگي ميكند.
سيرت عملي
به هنگام رستاخيز مهدي(ع) آنچه هست، دوستي و يگانگي است. تا آنجا كه هركس هرچه نياز دارد از جيب آن ديگري برميدارد بيهيچ ممانعتي. در زمان مهدي(ع) كينهها از دل بيرون رود و همهجا از امنيت و آسايش فراگيرد. مهدي(ع) بخشنده است و بيدريغ، مال و خواسته به اين و آن دهد. نسبت به عمّال و كارگزاران و مأموران دولت خويش بسيار سختگير و با ناتوانان و مستمندان بسيار دلرحم و مهربان. مهدي(ع) در رفتار چنان است كه گويي با دست خود كره و عسل به دهان مسكينان مينهد. مهدي(ع) چونان اميرالمومنين علي(ع) زندگي كند، نان خشك بخورد و با پارسايي بزيد. سيرت انقلابي
مهدي(ع) حق هر حقداري را بگيرد و به او بدهد. حتي اگر حق كسي زير دندان ديگري باشد. مهدي(ع) منافقان را بكشد و ستمگران و حاميان آنان را نابود كند، تا خدا راضي و خشنود گردد. سيرت سياسي
به هنگام حكومت مهدي(ع) حكومت جبّاران و مستكبران و نفوذ سياسي منافقان و خائنان نابود گردد. شهر مكه، قبله مسلمين، مركز حركت انقلابي مهدي(ع) شود. مهدي(ع) به نفوذ يهود و مسيحيت در جهان خاتمه دهد. از غار انطاكيه تابوت سكينه را بيرون آورد. نسخه اصلي تورات و انجيل در آن است و بدينگونه در ميان اهل تورات با تورات، و در ميان اهل انجيل با انجيل حكم كند و آنان را به متابعت خويش فرا خواند. ديگر هيچ سياستي و حكومتي، جز حكومت حقه اسلامي و سياست عادله قرآني در جهان جريان نيابد. به گونه حكومت مهدي(ع) شرق و غرب عالم را فراگيرد. عيسي(ع) از آسمان فرود آيد و پشت سر مهدي(ع) نماز گزارد. آري چون مهدي(ع) قيام كند، زميني نماند مگر آنكه در آنجا گلبانگ محمدي«اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسولالله» بلند گردد.
سيرت تربيتي
در زمان حكومت مهدي(ع) به همه مردم حكمت و علم بياموزند، تا آنجا كه زنان در خانهها با كتاب خدا و سنت پيامبر قضاوت كنند. در آن روزگار قدرت عقلي تودهها تمركز يابد.
مهدي(ع) با تأييد الهي خردهاي مردمان را به كمال رساند و در همگان فرزانگي پديد آورد.
سيرت اجتماعي
چون مهدي(ع) درآيد، ظلم و ستم را براندازد و سراسر زمين را از عدل و داد پر كند. هيچ جاي در زمين باقي نماند مگر آنكه از بركت عدل و احسان او فيض برد و زنده شود. حتي جانوران و گياهان نيز از اين بركت و عدالت و نكويي بهرهمند گردند و همه مردم در زمان مهدي(ع) توانگر و بينياز شوند.
عدالت مهدي(ع) چنان باشد كه بر هيچكس، در هيچ چيز به هيچ گونه ستمي نرود.
سيرت مالي
همه اموال جهان در نزد مهدي(ع) گرد آيد، آنچه در دل زمين است و آنچه بر روي زمين آنگاه به مردمان بگويند. بياييد اين اموال را بگيريد! اينها همان چيزهايي است كه براي به دست آوردن آنها قطع رحم كرديد و خويشان خود را رنجانديد، خونهاي بناحق ريختيد و مرتكب گناهان شديد.
در زمان مهدي(ع) زمين محصول بسيار دهد.
مهدي(ع) اموال را به صورت مساوي ميان همگان تقسيم كند و كسي را بر كسي امتياز ندهد.
سيرت اصلاحي
مهدي(ع) فريادرسي است كه خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد. در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتي بيمانند دست يابند. زمين گياهان بسيار روياند. آب نهرها فراوان شود. گنجها و دفينههاي زمين و ديگر معادن استخراج گردد.
در زمان مهدي(ع) آتش فتنهها و آشوبها خاموش شود و رسم ستم و شبيخون و غارتگري برافتد و جنگها از ميان برود.
مهدي(ع) از مردم جهان را از آشوبي بزرگ و همهگير و سردرگم نجات بخشد. در جهان، جاي ويراني نماند مگر آنكه مهدي(ع) آنجا را آباد سازد. چون ياران قائم در سراسر جهان پانهند و همه جا قدرت را در دست گيرند، همهكس و همه چيز مطيع آنان شود. حتي درندگان صحرا و مرغان شكاري، همه و همه خشنودي آنان را بطلبند.
شادي و شادماني يافتن به اين پيامآوران دين و صلاح و عدالت تا بدانجاست كه قطعهاي از زمين به قطعهاي ديگر مباهات كند كه يكي از ياران مهدي(ع) بر آنجا پانهاده است.
هريك از ياران قائم به نيرو چون چهل مرد باشند و دل آنها مانند پارههاي پولاد.
آري هنگامي كه جهان را فتنه و آشوب آكنده سازد و همه جا را غارتگري و فساد و ستم بپوشاند، خداوند مصلح بزرگ را بفرستد تا دژهاي ضلالت و گمراهي را از هم فروپاشد و فروغ توحيد و انسانيت و عدالت را در دلهاي تاريك و سنگ شده بتاباند.
در انتظار آن روز
|
|
|
نسخه چاپي
تاريخ ارسال: 1390/11/17 - 6:29:32
|
|
|
|
|
|
|
|
|