|
|
|
ملاقات کننده:
|
|
|
|
 | | |
|
|
|
|
به فریاد قسم و به سوگنامه دل...
زخمیام و خسته.....
نه دل ماند و نه دلدار....
چشمم چنان مست باریدن است كه گیوههایم در گل مانده....
زبانم به شن نشسته....
و دستانم در باتلاق زندگی فرو رفته و معذور از نوشتن....
بگویید كجایند آدمیان و پیغمبران و امامان....
آنان پاك بودند و استوار....
آنان به درد دنیا خم نمیشدند....
در چشمشان دنیا حقیر بود و پست....
آری همین پست دنیا زهر بر آنان داد....
سرشان بر نیزه هدیه داد و میخ در بر سینهشان كوبید....
پستی دنیا تیغ بر فرق فرود آورد و گوشواره از گوش كشید....
و این دنیای پست است كه عشق را گریزان كرد و بشر را خودنما....
حرمت را برچید و غیرت را خرد كرد....
شرف را بر باد داد و حیا را تكه تكه كرد....
این دنیای پست است كه انسانیت را سر برید....
|
|
----
|
|
|
نسخه چاپي
تاريخ ارسال: 1390/11/22 - 0:46:11
|
|
|
|
|
|
|
|
|