|
|
|
ملاقات کننده:
|
|
|
|
 | | |
|
|
|
|
| اينگونه بايد زيست : بیرنگ وبيصدا با چشمانی بسته..... |
|
این چهار جوجه هنگامی كه مادرشان جهت غذا دادن به آنها نزدیك می شود فقط و فقط دهانشان را باز می كنند و دیگر هیچ .ولی آیا چون دیده نمی شوند و صدایی ندارند و چشمانی كاملا باز ندارند وجود ندارند؟ آیا بزرگ نخواهند شد ؟ برای پرواز اینگونه باید تمرین كرد يكرنگ و در كنار هم خاموش و نابینا.اگر اينگونه باشيم بزرگ خواهيم شد وگر نه با متفاوت بودنمان همان ابتدا دیده می شویم و چون دیده می شویم حذف خواهيم شد؟ آيا اين زندگي ها ارزش آن را دارد كه هزار رنگ باشيم. غرور عجب حس قشنگی است ولی بیاد بیاوریم.........)فصل پاییز( برگ هنگامی كه فكر میكند طلا شده است بر زمین می افتد..... آیا این قابهای رنگی خیالی كه دور تا دور زندگی قرار دادیم می توانند خوشبختی ما را اعتبار بخشند ؟ آيا تصورمان اينست كه هيچكس نخواهد ديد دو رنگي ما را .سخت در اشتباه خواهيم بود اين خود ما هستيم كه مانند كبك سرمان را زير برف كرديم فارغ از اينكه تمام بدنمان و عملكردمان بيرون از برف و همگان مي بينند.در اين دنيا هر عملي داراي عكس العملي خواهد بود شك نكنيد پس هر گونه باشيد با شما همانگونه خواهند بود البته هزار مرتبه شدیدتر و گذشت زمان آن را ثابت خواهد كرد (مرغ زیرك دو پا بدام خواهد افتاد). بیایید بیرنگ باشیم و بیصدا و چشمان خویش را بر دنیا ببندیم. مطمئن باشیم آنقدر بزرگ خواهیم شد كه بتوانیم حتی در آسمانها اوج بگیریم .آنوقت می توانیم مغرور باشیم .فریاد بزنیم و ......آنهایی كه می دانند و می فهمند ما را خواهند دید. پس نگران نباشیم هنوز هم دير نيست صداقت ،يكرنگي.،دوستي
|
|
|
نسخه چاپي
تاريخ ارسال: 1390/11/22 - 0:43:53
|
|
|
|
|
|
|
|
|