|
|
|
ملاقات کننده:
|
|
|
|
 | | |
|
|
|
|
در آن سختی كار، شهید میثمی گفت:
«هر كس در طلائیه ایستاد، اگر در كربلا هم بود میایستاد.» ( لطفا به مارش عمليات. در پائين همين خبر گوش فرا دهيد)
|
|
كافی است از اهواز به سمت خرمشهر بروی تا در مسیر به سه راهی طلائیه برخورد كني و از آنجا راه غرب را تا نزدیكی مرز در پیش بگیری تا برسی به پاسگاه طلائیه، الان دیگر تو در منطقهای هستی كه به خاطر این پاسگاه به طلائیه معروف شده است. منطقهای كه در نزدیكی هور و خشكی كه شبهای سرد زمستانی و روزهای داغ پنجاه درجه تابستانیاش را میشود از رنگهای به سرخی گراییده بچههای رزمنده دریافت. در آب كم عمق این منطقه نیهایی بلند میرویید. اینجا محلی است كه عملیاتهای خیبر و بدر در آن صورت گرفت تا با تصرف جاده بصره- العماره عراق موازنه قدرت به نفع ایران تغییر كند كمی آن طرفتر مجنون شرقی و غربی است. جزایری كه با نام بلندمردان همت گره خورده است. غواصیهای سخت، گشتهای شبانه گذر از موانع متعدد و مختلفی چون مینهای انفجاری، سیمهای خاردار، موانع خورشیدی و... . حاج حسین خرازی همینجا بود كه گفت: «امشب شب عاشوراست. نماینده امام از ما خواستند در طلائیه وارد عمل شویم. ما با تمام توان لشكر به دشمن خواهیم زد. هر كس میتواند بماند و هر كس نمیتواند آزاد است برود» و در آن شب و روز عاشورایی، خود به عباس بن علی (ع) اقتدا كرد و دستش را در راه خدا فدا كرد.
عملیات به سختی دنبال میشد و فقط غیرت بچهها بود كه كار را جلو میبرد. منحنیزنهای عراق منطقه را شخم میزدند و وجب به وجب خمپارهای بر زمین مینشست و رزمندهای بر زمین میافتاد. در آن سختی كار، شهید میثمی گفت: «هر كس در طلائیه ایستاد، اگر در كربلا هم بود میایستاد» بچهها مقاومت میكردند اما كار سخت شده بود. فرماندهان نیز هر كدام سلاحی برداشته و به جنگ تن به تن وارد شده بودند یكباره اما اوضاع تغییر كرد. پیامی از امام(ره) برای رزمندهها رسیده بود. آنقدر اوضاع تغییركرد كه دشمن مجبور شد عقبنشینی كند؛ اما حیف كه همت رفت. آن فرمانده دوست داشتنی به مولایش حسین (ع) اقتدا كرد و بیسر به سوی دیار حق شتافت.
دشمن نامرد بود و از شدت حقارت به شیمیایی روی آورد و خیلیها به ملاقات حق شتافتند بدر و خیبر گامهایی بلند برای پیروزی ایران بودند و بر عراق فشاری عظیم وارد ساختند تسلط بر منابع نفتی جزایر، كار را بر عراق سخت كرده بود و به تلافی آن، كار را بر سپاه اسلام سخت گرفت. شهدای بسیاری بر زمین مانده بودند، از جمله حمید باكری كه گفته بود: «ما به فرموده امام، حسینوار وارد جنگ شدیم و حسینوار به شهادت میرسیم.»
جنازه خیلیها در طلائیه ماند و هرگز برنگشت.
طلائیه تابع بخش هویزه و دهستان بنی صالح است و دارای قدمت چندانی نیست اما آنچه منطقه طلائیه و هورهای اطراف آن را معروف وزبانزد كرده است، نه اقوام و نه موقعیت جغرافیای آن بلكه جنگهایی است كه در دهه 60 در آن اتفاق افتاد.
دنبال چیزی میگشت تا با آن بر سر تابلو بكوبد و پایهاش را در زمین محكم كند. زمین آنجا مثل گذشته نبود. حالا بیابانی شده بود خشك و بیآب و علف كه در هر جا سفیدی نمك را میشد بر سطح خاكش دید.
اما چقدر دلش برای آنجا تنگ شده بود. هوا را كه بو میكشید، از زمان جدا میشد و به گذشتههای دور میرفت. آن قدر كه میتوانست صدای غرش خمپارهها و صفیر تیرها را بشنود و نسیمی را كه با خود بوی باروت وهور میآوردند احساس كند. روی تابلو نوشته شده بود، به طرف مقر تفحص و در پایین آن در داخل پرانتز نازكتر نوشته بودند «منطقه طلائیه».
طلائیه آن روزها پر بود از میدان مین و موانع غیرطبیعی عراقیها ازترس حمله نیروهای ایرانی دور تا دور خود را پر كرده بودند از این موانع و آن را تا خط دوم و سوم خود ادامه داده بودند. نگاهی به اطرافش میاندازد و شرق تا غرب منطقه را از نظر میگذراند. آن روزها همه جای این سرزمین را آب گرفته بود. تا چشم كار میكرد آب بود و سكوت نیزار. آب آنجا از «هورالهویزه» میآمد و هور هم متصل بود به رودخانه كرخه و چند شاخه از دجله و پیش از آن، علی بر روی نقشه مسیر رود خانه كرخه را دنبال كرده بود. این رودخانه كه از كوههای سر به فلك كشیده لرستان سرچشمه میگرفت در دل دشتها و تپهها از كنار شهر شوش میگذشت و به آرامی وارد منطقه هور میشد.
این اتفاق از وقتی افتاد كه صدام فرمان حضور در نهر سوم بین دجله و فرات را صادر كرد و این نهر عظیم دست ساز، نه تنها تمدن چند هزار ساله دجله و فرات كه اوضاع جغرافیایی منطقه را نیز تغییر داده و آبهای هور را در خود فرو برد. صدام این كار را از ترس مجاهدین عراقی و لشكریان بدر انجام داد. این گروه شامل توابین پناهندهای بودند كه از هور برای رفت وآمد به داخل عراق استفاده میكردند و در سالهای پایانی جنگ بیشترین فعالیت را در این منطقه داشتند.
دوست داشت مثل آن روزها برای ساختن ساز نیاش دوباره به سراغ نیزارهای هور برود روییدنیهای زیادی در هور است. نیهایی كه ارتفاع آنها از 2متر تا 7 متر میرسد «بردی» كه معمولاً ارتفاع آن بین 1 تا 2 متر است و چولان كه در جاهای كم عمق میروید و ارتفاع آن كمتر از 50 سانتیمتر است.
شبها با بچههای دسته كنار آتش مینشستند و چای مینوشیدند و برای آوردن صدای نی تقلا میكردند.
عراق در سالهای میانی جنگ براساس تجربیاتی كه در میادین نبرد به دست آورد تا كتیكهای جدید اتخاذ كرده، به تناسب آن فرم و شكل مناسب به خود داد.
به همین خاطر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از عملیات والفجر مقدماتی، با تشكیل یك قرارگاه منطقه هور را انتخاب كرد و تلاشهای مقدماتی خود را آغاز نمود تا از این طریق، فضایی مناسب برای ادامه نبرد فراهم آید.
منطقه هور با سه ویژگی برجسته انتخاب شد.
1- مسلط نبودن دشمن به عملیات آبی- خاكی و عدم توانایی در انطباق سریع با موقعیت جدید.
2- سرعت عمل
3- استفاده از اصل غافلگیری
منطقه عملیاتی خبیر كه در شرق حاصل خیزترین منطقه «بینالنهرین» یا عراق امروزی واقع شده، در كنار دجله و داخل هورالهویزه از شمال به اعریز واز جنوب به «القرنه»، طلائیه و «زید» محدود میشد. این منطقه دارای دو نوع طبیعت متفاوت است، خشكی و هور طلائیه به عنوان محوری اصلی برای هدایت و حفظ پیروزی در عملیات خیبر، منطقهای كلیدی محسوب میشد رزمندگان ایرانی از این منطقه باید به جزایر مجنون شمالی و جنوبی و تأسیساتی كه در آن محور بود از جمله: دكلهای برق، دكلهای تقویتی رادیو تلویزیون، تاسیسات و كارخانههای كاغذسازی، چاههای نفت و... یورش میبردند.
علی با خود میگفت روزهای سخت میگذرند، اما خاطراتش برای انسان شیرینتر است.
به یاد شناساییها و گشتهای شبانه افتاد. لباس غواصی و قطبنما و دوربین دید در شب جزوی از بدن آنها شده بود. هر شب از محور طلائیه وارد هور میشدند و تا كیلومترها سنگرها و امكانات دشمن را شناسایی میكردند. مأموریت آنها فقط شناسایی بود و به همین خاطر تا آنجا كه ممكن بود با دشمن درگیر نمیشدند. عراقیها با قایق میآمدند و در مسیر حركتشان میان نیزارها نارنجك میانداختند.
یك بار كه علی و دوستانش داخل نیزار مخفی شده بودند، با تركش یكی از همین نارنجكها زخمی شد. یك بار هم عملیات شناسایی آنها تا صبح طول كشید. با روشن شدن هوا مجبور شدند، روز را در میان نیزارها و در نزدیكی یكی از سنگرهای كمین عراق بمانند. در حالی كه علی و دوستانش سعی داشتند از چشم نگهبان عراقی مخفی باشند، گربهای كه معلوم نبود چگونه از هور سر درآورده بود، از بالای بام سنگر به آنها خیره شده بود و ساعتها آنها را زیر نظر داشت. عاقبت گربه از نگاه كردن خسته شد و علی و دوستانش نفس راحتی كشیدند.
هدف از عملیات خیبر، از بین بردن نیروهای سپاه سوم عراق و تأمین جزایر مجنون شمالی و جنوبی و ادامه حمله از جزایر و محور طلائیه به سمت «نشوه» بود و الحاق با نیروهایی كه از محور زید به دشمن حمله میكردند. در عملیات خیبر، همچنین در نظر بود كه خشكی شرق دجله از طریق هور تصرف شود و بدین وسیله امكان تقویت سپاه سوم عراق از میان برود.
در منطقه اصلی عملیات، سپاه پاسداران با استعداد 9 لشگر، 6 تیپ پیاده و 3 تیپ زرهی به میدان آمد كه در نتیجه این نیروها در محور هور و طلائیه وارد عمل شدند. ارتش نیز در این منطقه با یك لشگر زرهی برادران سپاه را كمك كرد.
بالاخره عملیات خیبر در ساعت 20 و سی دقیقه سوم اسفند 1362 با رمز یا رسولالله(ص) آغاز شد، در مرحله اول، پیشروی به جلو با سرعت عمل و غافلگیری دشمن به طور همزمان در تمامی محورها توأم بود روزهای اول، دوم و سوم عملیات رزمندگان با در هم شكستن خطوط دشمن و گذر از موانع، موفق به تسخیر اهداف از پیش تعیین شده گردیدند و در روز چهارم عملیات، بخشی از نیروها در شهر القرنه، یكی از شهرهای مرزی عراق حضور یافتند و مردم شهر با مشاهده آنان به استقبال آمده، سر راه آنها گوسفند قربانی كردند. طی این مرحله جزایر مجنون شمالی و جنوبی از پشت دور زده شد و به سهولت به تصرف درآمد.
این عملیات با پیروزیای كه برای رزمندگان به همراه داشت، پاسخ قاطعی بود به بمباران بسیاری از شهرهای ایران كه در چند هفته قبل از آن توسط عراق انجام گرفته بود. در مرحله دوم عملیات، دو تلاش اصلی در محور جزایر و طلائیه برای الحاق با محورهای دیگر و سپس پیشروی به سمت نشوه در نظر گرفته شد، اما این پیشروی به خاطر حجم زیاد آتش دشمن متوقف ماند. تمركز آتش دشمن در طلائیه كه زمینی بسیار محدود را شامل میشد فوقالعاده بود. به خاطر اهمیتی كه منطقه طلائیه برای كل عملیات داشت، ضرورت مقاومت و ایستادگی نیروها در آن مدام از سوی مسوولین در اتاق جنگ گوشزد میشد. به همین خاطر پس از آن كه محور زید با عدم موفقیت مواجه شد، فرمانده لشگر امام حسین (ع) فرا خوانده شد تا ماموریت طلاییه به وی واگذار شود. احتمال داشت جنازهای را كه علی از میان خاكهای طلاییه یافته بود، یكی از همراهان خرازی در خیبر باشد و همین احتمال كافی بود كه او را به خاطرات شبهای درگیری در طلائیه ببرد. آن شب نیروهای لشگر در طلائیه شب خونینی را پشت سرگذاشتند. با طلوع خورشید و ادامه عملیات، فرمانده لشگر كه در خط مقدم درگیری حضور داشت، بر اثر اصابت تركش دست راست خود را از دست داد و علیرغم میلش از معركه جنگ بیرون آمد. مرحله سوم عملیات با توجه به فشارهای دشمن، عمدتاً به منظور حفظ جزایر مجنون شمالی و جنوبی بود. به همین منظور دشمن در فشار اولیه خود تنها 72 ساعت به طور مداوم بر روی جزایر آتش میریخت، چنانكه در یك برآورد، نزدیك به یك میلیون گلوله توپ و خمپاره مصرف كرده بود. جنگ در جزایر با توجه به توان خودی و دشمن به دور از محاسبات نظامی بود و تنها معنویت و روحیه بالای رزمندگان بود كه باعث مقاومت آنها میشد. عامل اصلی این مقاومت، گذشته جنگ و ضرورت كسب پیروزی چشمگیر و نیز پیام حضرت امام (ره) مبنی بر حسین وار جنگیدن بود. در این روند شهادت و مجروح شدن تنی چند از فرماندهان سپاه به مقاومت نیروها در منطقه جلوهای خاص بخشید. حاجابراهیم همت، فرمانده لشگر 27 محمد رسولالله(ص) هنگامی كه سوار بر موتور به دنبال رساندن نیرو به خط بود بر اثر اصابت توپ به شهادت رسید. حمید باكری- قائم مقام لشگر عاشورا- جلوهای دیگر از حماسه مقاومت را در صحنه نبرد خیبر به نمایش گذاشت. پس از شهادت باكری جسد او و همرزمانش در همانجا بر زمین ماند. به دنبال این امر، فرماندهی قرارگاه به برادر شهید،مهدی باكری، فرمانده لشكر عاشورا تكلیف میكند كه جسد حمید باكری را به عقب منتقل كند اما او نمیتواند خود را متقاعد سازد در حالی كه سایر شهداء بر روی زمین به جا ماندهاند، تنها جسد برادر خود را به عقب منتقل كند پس جنازه حمید و همرزمانش در همان جا میماند. دشمن كه در مقابل خود مقاومتی غیرقابل تصور و پیشبینی را مشاهده میكرد، به مرور با تحمل تلفات و ضایعات فراوان از تصرف جزایر منصرف شد و به تحكیم مواضع پرداخت. رژیم عراق پس از ناامیدی از بازپسگیری جزایر شمالی و جنوبی مجنون دیوانه وار شروع به بمباران شیمیایی كرد و شدت آن به قدری بود كه حتی یگانهای خودش نیز از این بمباران بینصیب نماندند. پس از ثبات نسبی خط مقدم دستاوردها و نتایج عملیات از سوی ایران چنین منتشر شد: در این عملیات بیش از 23 یگان دشمن به طور متوسط، از 20% تا 100% منهدم شد. 15000 نفر از نیروهای دشمن زخمی و كشته شدند. 150دستگاه تانك و نفربر و 200 دستگاه خودروی دشمن منهدم و تیپ 56 زرهی دشمن به میزان 100% منهدم شد. 1140 نفر از نیروهای دشمن اسیر شدند كه در میان آنها 102 نفر غیر نظامی از كشوهای مصر، سودان، مراكش، سومالی و عراق مشاهده میشد. مجموعاً 1180 كیلومتر از زمینهای منطقه آزاد شد. در میان غنائم گرفته شده از دشمن، گذشته از اقلام صنعتی و تجهیزات انفرادی، 10 دستگاه تانك و نیز 60دستگاه كمپرسی به چشم میخورد.
دستیابی بر چاههای نفت كه ذخایر آن میلیونها بشكه برآورد شده بود. پس از عملیات خیبر تغییر و تحولاتی در جنگ روی داد كه قسمت اعظم آن فشار اقتصادی و تحریم فروش سلاح به ایران بود. رفته رفته تفحص پا گرفت و بچهها، هر روز نقاط بسیاری را در طلائیه برای پیدا كردن اجساد، زیر و رو میكردند. پس از عملیات خیبر براساس تواناییهایی خودی و دشمن و نیز با در نظر گرفتن معابر وصولی بصره، سه راه كار در نظر گرفته شد كه عبارت بودند از: الف- منطقه عملیاتی خیبر واقع در هور و طلائیه. ب- شرق بصره (منطقه عملیاتی رمضان). ج- غرب اروند. از آنجا كه منطقه شرق بصره و غرب اروند فاقد تناسب لازم با توان خودی بود، لذا هور و منطقه طلائیه، به عنوان تنها راه ممكن انتخاب شد: دستاندازی و تسلط بر جاده بصره- العماره و نیز راهیابی به مركز اصلی هورهای غرب دجله كه استانهای ناصر به، بصره والعماره را احاطه كرده است و همچنین تسلط بر شرق دجله، توام با انهدام نیرو و اسارت نفرات دشمن، از جمله اهداف این عملیات بود عملیات بدر از دو محور عمده در حد فاصل الغدیر تا القرنه طراحی گردید و در كنار آن یك تلاش عملی از سمت شمال و دو حركت فریب در شلمچه و غرب اروند (جنوب) در نظر گرفته شد. نیروهایی كه در عملیات بدر شركت داشتند شامل سه لشگر و یك تیپ از نیروی زمینی ارتش و 9 لشگر و هشت تیپ از سپاه به صورت ادغامی بودند. علی به همراه گروه تفحص، با اهداء چند جنازه عراقی به مرزداران توانستند از هور عبور كرده و با گذشتن از جاده العماره تا نزدیك دجله بروند. پس از حركت نیروها از نقطه رهایی به سوی هدفهای مورد نظر و اعلام آمادگی، در ساعت 23، نوزدهم اسفند سال 1363 با قرائت رمز عملیات با عنوان: «یا الله، یا الله، یا الله و قاتولهم حتی لا تكون فتنه، یا فاطمةالزهراء» نیروهای خودی، تهاجم خود را از دو محور شمالی و جنوبی آغاز كردند. در همان ساعات اولیه، تمامی خطوط و استحكامات دشمن به سرعت در هم كوبیده شد. در طی سه روز جنگ و درگیری، قرارگاه مهندسی با سختكوشی بسیاری توانست پلی را در حد فاصل جزیره جنوبی و منطقه همایون نصب كند. هنگامی كه خرازی فرمانده لشكر امام حسین(ع) از آقا خانی- فرمانده یكی از گردانهای لشگر- علیرغم جراحتهای وارده میخواهد كه به عقب برگردد، نمیپذیرد و در خط میماند و در همان شب به شهادت میرسد. در شب پنجم و روز ششم، در ادامه تلاشی كه به منظور پاكسازی روستای حدیبه انجام شد، نیروهای فراوانی تحت پوشش لشگر عاشورا، از رودخانه دجله عبور كرده و به شرق دجله حمله كردند. با روشن شدن هوا عملاً امكان پیشروی به سوی القرنه فراهم نیامد. از حوالی ظهر، دشمن كه موقعیت نیروهای خودی را در یافته بود، در مرور فشار خود را افزایش داد. در این میان، تنها مهدی باكری و جمع معدود یاران وفادارش به نبرد ادامه دادند. به مرور، با حاد شدن وضعیت، فرمانده لشگر عاشورا به صورت تك تیرانداز و آر. پی. جی زن وارد عمل شد و در این حین بر اثر اصابت تیر به پیشانیاش جراحت سنگینی برداشت و برای درمان به عقب انتقال یافت. در این وقت دشمن، با نزدیكی به لب رودخانه دجله و دیدن قایقی كه جسم نیمه جان باكری در میان آن بود، آن را با گلوله آر. پی. جی مورد اصابت قرار داد و به این ترتیب دجله جنازه سوخته شهید مهدی باكری را به منطقه نامعلومی برد. عملیات خیبر و بدر، دشمن را شدیداً متزلزل كرد و به غرب نشان داد كه تنها تكنولوژی و حمایتهای همه جانبه سیاسی- اقتصادی نمیتواند عراق را سرپا نگه داشته، از آسیبپذیری اساسی مصون و محفوظ بدارد. به هر تقدیر، در مرحلهای از جنگ، عملیات بدر- گذشته از ضایعات و تلفاتی كه به دشمن وارد ساخت- جایگاهی ویژه در ارتقاء و رشد ابعاد فكری و عملی سازمان رزم نیروهای ایرانی در برداشت و دورنمایی را ترسیم كرد كه بعدها فتح فاو، بخشی از ثمره آن بود. حالا سالها از جنگ میگذرد و سالهاست كه دیگر در طلائیه و مناطق عملیاتی اطراف آن پیكر شهیدی پیدا نشده. علی و دوستانش در تفحص همه جنازههای گمشده را پیدا كردهاند. اما شب هنگام، وقتی هور در تاریكی فرو میرود و طلائیه آهنگ خفتن میكند، هنوز میتوان از این سرزمین صدای گامهای شهیدان و آوای رحیلشان را شنید. طلائیه و شهیدانش تا ابد جاودان خواهند ماند.
منبع:مجله یاد ماندگار
|
|
|
نسخه چاپي
تاريخ ارسال: 1390/11/17 - 5:28:30
|
|
|
|
|
|
|
|
|